خرید بک لینک

درباره سایت

۩ ۞ اهل سنت وجماعت ۞ ۩

۩ بسم الله الرحمن الرحیم ۩ والصلاة والسلام علی رسول الله واصحابه ی اجمعین ۩ ۞ اهل سنت وجماعت ۞ ۩ کلیه مطالب این وب مورد تأیید علماء واهل رأی اهل سنت میباشد منتظر نظرات شما عزیزان هستم مدیریت وبلاگ admin

امکانات وب

-->-->-->-->-->-->-->-->-->--> -->-->-->-->

برچسب: نام های خداوند,اسماء الحسنی, نویسنده: admin تاريخ: چهارشنبه 23 ارديبهشت 1394 ساعت: 16:59

برچسب: نواقض اسلام,اسلام ونواقضش, نویسنده: admin تاريخ: چهارشنبه 23 ارديبهشت 1394 ساعت: 16:53

برچسب: ام المومنین عایشه رض الله عنه, نویسنده: admin تاريخ: جمعه 18 ارديبهشت 1394 ساعت: 0:24

برچسب: اسلام, نویسنده: admin تاريخ: جمعه 18 ارديبهشت 1394 ساعت: 0:19

برچسب: شناسنامه عمرالفاروق رض الله عنه, نویسنده: admin تاريخ: جمعه 18 ارديبهشت 1394 ساعت: 0:18

 

دانلود کتاب روش نماز پیامبر صلی الله علیه وسلم از تکبیر تا سلام

(صفة الصلاة النبی)

 

مولف:شیخ محمد ناصر الدین آلبانی رحمه الله

مترجم :عبدالله  احمدی

فرمت:pdf

 

برای دانلود کتاب به ادامه مطلب مراجعه نمایید

برچسب: دانلود کتاب روش نماز پیامبر صلی الله علیه وسلم از تکبیر تا سلام, نویسنده: admin تاريخ: پنجشنبه 17 ارديبهشت 1394 ساعت: 23:41

رمضان فرصتي براي دگرگوني
بر دروازه هاي رمضان: رمضان با روشنايي، طراوت، خوبي ها و پاكيزگي هايش در شُرف آمدن است، مي آيد تا انسان ها را بر محور قوت تصميم گيري و دگرگوني در برابر سختي ها و پيروزي در مقابل مشكلات زندگي تربيه كند. پيامبر صلي الله عليه وسلم قدوم و تشريف آوري رمضان را به اصحابش تبريك گفته و آنان را بشارت مي داد، و براي شان مي فرمود: «رمضان ماه مبارك نزد شما آمد كه خداوند روزه آن را فرض گردانيده، درين ماه دروازه هاي بهشت باز مي شود، دروازه هاي دوزخ بسته شده و شيطان ها به زنجيز كشيده مي شوند. درين ماه شبي است كه از هزار ماه برتر است، كسي كه از بركات اين ماه محروم شود درحقيقت از همه فضايل محروم مانده است». مسند احمد. رمضان و تغيير: تغيير نفوس افراد، امت ها و ملت ها، نياز مبرم عصر حاضر است، تغيير سنتي از سنت هاي الله متعال در جهان آفرينش به شمار مي رود. خداوند جل جلاله مي فرمايد: { إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ } رعد ( 11). خداوند حال و وضع هيچ قوم و ملّتي را تغيير نمي دهد ( و ايشان را از بدبختي به خوشبختي ، از ناداني به دانائي ، از ذلّت به عزّت ، از نوكري به سروري ، و . . . و بالعكس نمي كشاند ) مگر اين كه آنان احوال خود را تغيير دهند. تغيير از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب به تمنا و آرزوحاصل نمي شود؛ بلكه عمل پايدار، نيت خالصانه و روش استوار را مي طلبد. ماه رمضان فرصت حقيقي تغيير بوده و برنامه عملي براي اصلاح نفس ها و قلب ها و آغاز حقيقي در بناي امت اسلامي محسوب مي گردد. رمضان ماه ايجاد تغيير و انتقال روحي و جسمي است كه اوضاع ما را اصلاح كرده و از درون تغيير مان مي دهد و تغيير مثبت اراده قوي، عزم راستين و تلاش خستگي نا پذير مي خواهد.

به ادامه مطلب مراجعه نمایید

برچسب: رمضان فرصتی برای دگرگونی, نویسنده: admin تاريخ: دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت: 23:32

حوادث تاريخي که در ماه رمضان بوقوع پيوست

تهيه كننده: عبدالخالق احسان امروزه ما در جامعه خود پيرامون شعار ماه مبارك رمضان دچار انحراف شده ايم و فكر مي كنيم كه رمضان ماه استراحت و خواب است، و ماهي است كه ما درآن بعد از يازده ماه كار و تلاش به استراحت پرداخته و لحظاتي بيآراميم. اما اگر به واقعيت مسأله بنگريم و به حوادث تاريخي در ماه رمضان اندكي تأمل كنيم درميابيم كه شعار رمضان تلاش و پيكار و ايجاد تغييرات بنيادين در جامعه مي باشد كه بايد در اين ماه نياراميم، بلكه شبانه روزي تلاش نمائيم تا درين جامعه ي فلاكت بار خود راه حل مناسبي را طرح نموده و به فكر ايجاد تغيير برآييم. زيرا تا ما خود را تغيير ندهيم هرگز تغييري در زنده گي ما رونما نخواهد شد. خداوند كريم مي فرمايد: (إن الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بأنفسهم) (خداوند امور هيچ قوم و گروهي را تغيير نمي دهد تا اين كه در نفس هاي خويش تغييري به وجود آورند). درين مقال ناچيز برآن شدم تا بعضي از حوادث تاريخي در تاريخ درخشان اسلام و در ماه مبارك رمضان را يادآور شوم تا به يقين بدانيم كه رمضان ماه مبارزه و فتوحات و پيكار است، نه ماه خواب و استراحت آن طور كه اكثر مردم مي پندارند. اينك به ذكر اين حوادث سرنوشت ساز مي پردازيم:

به ادامه مطلب مراجعه نمائید

برچسب: حوادث تاریخی که درماه رمضان بوقوع پیوست, نویسنده: admin تاريخ: دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت: 23:25

فضايل رمضان
ما در حال تنفس نسيم عطر آگين رمضان مبارك هستيم كه به تشريف آوري آن احساس سعادت مي كنيم؛ چون در رمضان نسيم الهي مي وزد و اين ماه رحمت و مغفرت و رهايي از آتش است. درين ماه درس هاي مهمي وجود دارد و در واقع رمضان مدرسه آموختن و آموختاندن محسوب مي گردد و جايگاه تربيتي به مفهوم عام آن مي باشد كه مسلمان در آن بسا عبادات را عملي نموده و به اخلاق عالي و متيني آراسته مي گردد و از اخلاق پست و مذموم پاك مي شود و اراده انسان مسلمان از هر قيد و تسلطي رها شده و همتش بلند و رفتارش مهذب مي گردد. خداوند مي فرمايد: {‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏} بقره 183 ‏‏اي كساني كه ايمان آوردهايد ! بر شما روزه واجب شده است ، همان گونه كه بر كساني كه پيش از شما بودهاند واجب بوده است ، تا باشد كه پرهيزگار شويد .‏ چون تقواي الله متعال و مراقب دانستن او در پنهاني و آشكارا از بزرگترين حكمت ها و مقاصد ماه مبارك رمضان مي باشد. فضايل رمضان: حكمت خداوندي بر اين است كه بين مخلوقات خويش از حيث زمان و مكان برتري مي دهد، بعضي جاها را فضيلت بيشتري داده و بعضي زمانه را نيز برتري بخشيده است؛ در زمان ها ، ماه مبارك رمضان را برساير ماه هاي سال فضيلت داده و آن را به فضايل و مزاياي ويژه ي اختصاص داده است. •    رمضان ماه نزول قرآن: { شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ} بقره 185) ( آن چند روز معيّن و اندك ) ماه رمضان است كه قرآن در آن فرو فرستاده شده است ( و آغاز به نزول نموده است ودر مدّت 23 سال تدريجاً به دست مردم رسيده است )
به
ادامه مطلب مراجعه نمایید

برچسب: نویسنده: admin تاريخ: دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت: 23:19

نوشته: محمد رمضان ترجمه: عبدالخالق احسان رمضان مثل ماه هاي ديگر سال نيست؛ بلکه نسيم خدايي و جرعه ايماني است، کسي که رمضان را دريافت و آمرزيده نشد، زيان کرده و خوار شده است؛ به اين خاطر بود که صحابه رضي الله عنهم اين دعا را زياد تکرار مي کردند: پروردگارا ما را به رمضان برسان. برادر گرامي! برخي توصيه هاي رمضاني را براي تو، خانواده ات و هرکسي که مسؤوليت آن به عهده توست؛ پيشکش مي کنم؛ به ذهنت بسپار که اين ها کم اند و از تلاش بيشتر خود را محروم نساز. 1)    مشغوليت زندگي را کم نما و اگر چاره نداشتي، تمام امور ضروري را در اول رمضان انجام بده و برخي امور غير ضروري و غير عاجل را به بعد از رمضان واگذار کن. 2)    از مظاهر راحت طلبي و خوشگذراني و از خواب زياد که فضايي عبادت رمضاني را فاسد مي کند، دوري گزين! لذا کانال هاي ... و ....و .... را نگاه نکن و روزنامه و مجله ها را زياد مخوان. 3)
 

برچسب: توصيه هاي رمضاني, نویسنده: admin تاريخ: دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت: 23:14

 

اي كسي كه با پروردگارت مخالفت كرده اي! و در مقابل مولايت دچار خطاكاري شدي. اي كسي كه دوري¬ات از پروردگارت طولاني شده و از حدود بندگي او تعالي تجاوز كرده¬ي! اي بنده! اي مسكين! در حالت دوري از الله متعال به چه چيزي دست يافته¬ي! اي برادر و خواهرم: رمضان آمد تا نسيم ايمان به سويت بوزد، رحمت رحمان بر قلبت سرازير شود. پس به سوي الله بشتاب! { ففروا الي الله}. اي بنده الله! بدان كه دروازه توبه باز شده و اجازه دخول به آن صادر گرديده است، لذا به طرف خدايت برگرد تا از تو خوشنود گردد و ترا بيامرزد. بيا به سوي الهت، تا بدي هايت را به نيكي ها تبديل كند، و ترا از جمله دوستانش محسوب نمايد.{ ان الله يحب التوابين}. به سوي الله متعال بازگرد، آن ذاتي كه رحمتش همه چيز را شامل شده و فرموده كه رحمت من بر غضبم سبقت نموده است. اي بنده گنهكار! آيا اين آيه را شنيده¬ي: { قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله} زمر53 بگو به بنده هايم كه اسراف كرده اند، از رحمت خداوند متعال نا اميد نشويد. بيا به سوي پروردگارت كه او از مادر و پدرت مهربان تر است، او مهربان ترين مهربان هاست، اوست كه مي گويد: { وإني لغفار لمن تاب و آمن وعمل صالحاً ثم اهتدي} طه 82 من كسي را كه توبه كند و به ايمان و عمل صالح پايبند باشد و راه هدايت را بپيمايد مي بخشم. بيا به سوي خداوندي كه بر بندگانش لطف دارد و ترا با نعمت هاي هميشگي¬اش برتري داد. ترا توصيه مي كنم كه از گذشته ات پشيمان شوي و تصميم بگيري كه كه دوباره به طرف گناهانت بر نگردي! اي توبه كننده! اشك چشمانت كجاست؟ خشوع و فروتني¬ات چه شده؟ كجاست اعتراف در مقابل مولايت؟ نوشته: سلطان العمري

وسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

برچسب: اي بنده غافل! رمضان آمد, نویسنده: admin تاريخ: دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ساعت: 23:09

داستان تهمت به حضرت عایشه

حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در هر سفر یكی از همسران خویش را به همراه می بردند در باز گشت از سفری حضرت عایشه رضی الله عنها همراه ایشان بودند و در یكی از استراحتگاههای وسط راه حضرت عایشه از كجاوه ( اتاقكی كه بر روی شتر قرار میدادند ) خارج شدند و برای قضای حاجت از كاروان دور رفتند ناقوس حركت در این بین به صدا در آمد و شتربان كجاوه را بربالای شتر قرار داد غافل از اینكه عایشه در میان آن نیست و ساربان كاروان را به حركت در آورد . عایشه رضی الله عنها كه برگشت دید كه ای داد و بیداد كاروان رفته است چون یقین داشت بدنبالش خواهند آمد در جای خود نشست . قانون این بود كه همیشه پشت سركاروان و بافاصله فردی حركت میكرد تا اشیاء بجامانده را جمع آوری كند در آن سفر این وظیفه به حضرت صفوان محول شده بود او وقتی به عایشه رسید گفت ( سبحان الله زن رسول خدا ) و دیگر بدون آنكه كلمه ای بگوید شتر را خواباند تا عایشه بنشیند و دهانه شتر را گرفت و حركت كرد تا به كاروان رسید اما همین اتفاق ساده سوژه خوبی برای منافقان بود كه بگویند بله زن جوان است و مرد جوان و از این حرفها كه قلم را نمی رسد كه جسارت كند و بنویسد اما حرفها كه پخش شد و تا آنكه آیات برائت عایشه در سوره نور نازل شد و درقسمتی از آیات آمد . (إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ (النور:19) (آنان كه دوست دارند تا فاش شود تهمت بدكاری در بین ایمان آورنده گان برای آنها در دنیا و آخرت عذابی درد ناك است .) درسوره احزاب آیه 58 درهمین رابطه می فرماید . (وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِیناً) (الأحزاب:58) ادامه مطلب

برچسب: داستان تهمت به حضرت عایشه, نویسنده: admin تاريخ: يکشنبه 13 ارديبهشت 1394 ساعت: 23:27


1.عن ابي ذَرّ رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم مَنْ بَني لله مَسْجداً قَدْرَ مَفْحَصِ قطاةٍ؛ بَنَي الله لَهُ بيتاً في الجَنّه. رواه الطبراني ـ و قال شيخ ناصر الدين الالباني اسناده صحيح
از ابوذر رضی الله عنه قال روايت است كه گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:كسي كه براي خدا مسجدي بنا كند. اگر چه به اندازه لانه ي گنجشكي باشد خداوند خانه اي براي او در بهشت بنا مي كند.

برچسب: قصرهای بهشت, نویسنده: admin تاريخ: يکشنبه 13 ارديبهشت 1394 ساعت: 23:22


هفده سال قبل از ظهور اسلام در مكه از دامان لبابه صفري خواهر ام المؤمنين ميمونه ابر مردي پا به عرصه گيتي نهاد كه بعدها تلؤ تلؤ شمشير برنده اش آتش بر ملحدين عالم زد پدرش وليد بن مغيره از اشراف قريش بود ودر مكه جايگاهي بس بزرگ داشت طبق رسوم عرب پرورش خالد كه داراي شش برادر ودو خواهر بود در خارج از مكه در روستاهاي اطراف آن صورت گرفت.
درمحيطي كه وي پرورش مي يافت اسب سواري ،شمشيرزني ومبارزات جنگجو يانه ازسرگرمي هاي آن دياربه شمارميرفت وآن حضرت ازهمان زمان دردليري، هوش وذكاوت ازجوانان منتخب قريش به شمارميرفت.حضرت خالد(رضي الله عنه) قبل از ايمان آوردن همانند پدرش از مخالفين سرسخت اسلام محسوب مي شد. و در رابطه با اموري كه درمخالفت بااسلام ومسلمين صورت مي گرفت، پيشقدم بود. چنانكه درميدان احد تدبير و صلاحيتش، درتهاجم ناگهاني بر لشكر مسلمين از درهّ اي كه در انتهاي كوه احدقرارداشت، دليل اصلي شكست مسلمين در آن غزوه به شمار مي رفت. اما پس از آن حقانيت و محبت اسلام در قلب خالد(رضي الله عنه) به صورت نامحسوسي رشد مي كرد و احساس مي نمود كه روزي تمام ملت عرب در زير پرچم اسلام جمع خواهند شد. بنابراين انديشه، گفتار و سخنان و اعمال حضرت رسول(صلي الله عليه و سلم) رامورد بررسي قرارمي داد. ازطرف ديگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) نيز از صلاحيت خالد (رضي الله عنه) با خبر نبود بلكه از طريق وحي به ايشان خبر رسيد كه دل حضرت خالد هر دم با نور اسلام آراسته تر مي شود. سرانجام پس از آنكه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) فرمود: با وجود آشكار شدن حقانيت و حقيقت اسلام براي خالد چرا او به اسلام مشرف نمي شود. حضرت وليد(رضي الله عنه) برادر حضرت خالد(رضي الله عنه) كه چندي قبل مشرف به اسلام شده بود از طريق نامه اي او را به اسلام دعوت كرد. حضرت خالد مي فرمايد: "هنگامي كه نامه وليد را مشاهده كردم بي اختيار بر زبانم كلمه توحيد جاري گشت و مي خواستم هر چه سريعتر خدمت حضرت رسول(صلي الله عليه و سلم) حاضرشده، جانم را فدايش كنم و همين كه خدمت حضرت پيامبر(صلي الله عليه و سلم) حاضر شدم چونكه ديوانه ديدار حضرتش بودم از خوشحالي همچو پروانه اي خود را به پاي ايشان انداخته و ايمان خود را ابراز كردم" .

حضرت خالد(رضي الله عنه) پس از ايمان آوردن در سريه موته كه در جمادي الاول سال هشتم هجري صورت گرفت به عنوان اولين نبرد ايشان در دفاع از اسلام شركت نمود.

موته : برگ زريني ديگر

حضرت رسول اكرم(رضي الله عنه) نامه اي توسط حارث بن عمير به شرحبيل فرستاد. شرحبيل بنا بر غرور و مستي قدرت خود حضرت حارث(رضي الله عنه) را به طرز اسفناكي به شهادت رساند هنگامي كه حضرت رسول اكرم(صلي الله عليه و سلم) از شهادت سفير خود باخبر شد براي گرفتن قصاص خون حضرت حارث بن عمير لشكري 3 هزار نفري را به سمت شرحبيل بصري روانه نمود و رهبري لشكر را به زيدبن حارث(رضي الله عنه) سپرد و فرمود كه "اگر زيد به شهادت رسيد جعفر بن ابي طالب رهبري را به عهده گيرد و اگر او هم شهيد شد عبدالله بن رواحه جانشين او شود و در صورت شهادت عبدالله خود با مشورت رهبري را تعيين نمائيد".

حضرت رسول اكرم(صلي الله عليه و سلم) تا محل تثنيه الوداع لشگر راهمراهي كرده و پس از آن بازگشتند. هنگامي كه لشكر به موته (سرزميني كوچك ازشام) رسيد شرحبيل برادرش سدوس را به همراه پنجاه سوار براي ارزيابي سپاه مسلمانان به انجا فرستاد كه پس از درگير شدن بامسلمانان، سدوس به هلاكت رسيد با قتل سدوس شرحبيل به قلعه خود پناه برد و از قيصر روم تقاضاي كمك كرد او نيز لشكري صدهزار نفري را براي كمك به شرحبيل به سوي او اعزام كرد (بعضي شمار لشكر را ازصد هزار نفر هم بيشتر مي دانند)

سرانجام پس از صف آرائي مؤمنين و مشركين جنگ آغاز گشت. پس از شروع جنگ حضرت زيدبن ثابت كه رهبري سپاه را به عهده داشت به شهادت رسيد. پس از شهادت ايشان حضرت جعفر بن ابي طالب پرچم اسلام را برداشته شروع به جنگيدن نمود. پس از زخمي شدن اسب ايشان ،بدون سوار مشغول جنگيدن شد ناگهان شمشير كافري بازوي راست ايشان را قطع كرد وحضرت پرچم را با دست چپ گرفت هنگامي كه آن را هم قطع كرد پرچم را ميان دو بازوي خود گرفت در اين هنگام كافر ديگري از قسمت كمر ايشان حمله ور شد وايشان را از وسط دو نيم كرد وقتي جراحات وارد بر پيكر او را بر شمردند از ميان سينه تا شانه ها و در قسمتهاي جلو نود زخم بر اثر ضربات شمشير ونيزه وارد شده بود. پس از شهادت حضرت جعفر، حضرت عبد الله بن رواحه (رضي الله عنه) پرچم را برداشت و پس از كشتن تعداد زيادي از كفار خود نيز به شهادت رسيد.

بعد از اينكه هر يك از فرماندهان بزرگ، كه توسط رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) تعيين شده بودند، به شهادت رسيدند مردم خالد بن وليد (رضي الله عنه) را به فرماندهي لشكر برگزيدند خالد (رضي الله عنه) پرچم را به دست گرفته و به دفاع مشغول شد. با غروب آفتاب هر دو سپاه به جايگاه اوليه خود باز گشتند. هنگام صبح قبل از شروع جنگ حضرت خالد لشكري را كه روز قبل در سمت راست مي جنگيد در طرف چپ قرار داد و لشكر چپ را به سمت راست آورد.

كفاري كه روزقبل لشكرراديده بودند گمان كردند كه براي مسلمانان نيروي كمكي رسيده به همين علت به خوف وهراس افتاده وتوان مقابله را ازدست دادند وپا به فرار گذاشتند خداوند خالد را پيروز گردانيد و لشكر كفار شكست خورد.

انس بن مالك (رضي الله عنه) ازپيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) نقل مي كند كه فرمود:

زيد پرچم را به دست گرفت، او به شهادت رسيد باز جعفر آن را گرفت، او هم به شهادت رسيد، پس عبدالله بن رواحه پرچم را به دست گرفت، او هم شهيد شد، در حين اين گفتار چشمان مبارك اشكبار بودند. بعد فرمود: اينك شمشيري از شمشيرهاي خداوند پرچم را به دست گرفت وخداوند متعال آنها را به فتح مشرف ساخت.

بعد از آن پيامبر اكرم(صلي الله عليه و سلم) دعا نمود: بار الها خالد شمشير شماست هميشه به او فتح وپيروزي دهيد. از آن پس حضرت خالد بن وليد به سيف الله المسلول (شمشير برهنه خدا) لقب گرفت. وحشت وترس از خالد (رضي الله عنه) آنقدر بود كه با شنيدن نام ايشان كفار لرزه بر اندام مي شدندز او از استعدادهاي زيادي برخوردار بود وبا جرأت مي توان او را مغز متفكر جنگي مسلمانان قلمداد كرد، شجاعت در تمام رگهاي بدنش موج مي زد و هميشه شوق فدا كردن جان در راه خدا را داشت.

در 125جنگ كوچك وبزرگ شركت نمود و در هيچ يك ازآنان شكست نخورد از جنگ موته گرفته تا بزرگترين آنها كه فتح ايران است، حضرت خالد نقش سرنوشت سازي ايفا نمود.

درعرب اين مقوله مشهور بود كه در جنگي كه خالد شركت كند شكست ناپذير است، به همين علت در فتوحات شام سال 17هجري اميرمومنان عمر بن خطاب (رضي الله عنه) وي را از فرماندهي سپاه اسلام عزل كرده و ابو عبيده بن جراح را به عنوان جانشين تعيين نمود اميرمومنان پس از مراجعت حضرت خالد (رضي الله عنه) به مدينه خطاب به ايشان فرمود: (همه ما براي پيروزي و سربلندي اسلام تلاش مي كنيم و هرگز نمي خواهم از اين خواسته عدول نمايم ، اما از آنجا كه مردم ايمان آورده بودند كه پيروزي با خالد است من خواستم كه مردم رابر حذر دارم و به آنها بفهمانم كه پيروزي را خدا مي دهد و فرقي نمي كند كه فرمانده چه كسي باشد و به حق اين قول امير مومنان به تحقيق پيوست آنگاه كه سپاه اسلام به رهبري ابوعبيده بن جراح درغياب خالد بر سپاه كفر پيروز گشت.

وفات حضرت خالد:

در پنجمين يا ششمين سال خلافت حضرت عمر(رضي الله عنه) ، تلؤ تلؤ شمشير برهنه خدا روبه خاموشي نهاد.
خالدبن وليد اين ابر مرد تاريخ در آخرين لحظات عمر چنين فرمود: "هيچ جائي از بدنم نيست كه در آن اثر شمشير يا نيزه نباشد. من در جنگهاي مختلف شوق نوشيدن جام شهادت را داشتم، اما افسوس كه امروز موت در بستر به سراغم آمد وشهادت در ميدان جنگ نصيبم نشد".
سرانجام سپهسالار ميدانهاي نبرد در ششمين دهه از عمر گرانمايه اش ديده از جهان فرو بست و مرغ جانش نغمه رضوان سرداد.

حجــــــاب چهره جان مي شود غبـــار تنــــم خوشا دمي كز آن چهره پرده برافگنم

چنين قفس نه سزاي چومن خوش الحانيست روم به گلشن رضوان كه مرغ آن چمنم

رضي الله عنه و أرضاه

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

برچسب: خالدبن وليد شمشير برهنه خدا, نویسنده: admin تاريخ: يکشنبه 13 ارديبهشت 1394 ساعت: 22:43

برچسب: نویسنده: admin تاريخ: يکشنبه 13 ارديبهشت 1394 ساعت: 18:41

برچسب: نویسنده: admin تاريخ: جمعه 18 ارديبهشت 1394 ساعت: 0:28

برچسب: حقیقت اسرء ومعارج, نویسنده: admin تاريخ: پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 ساعت: 14:10

سوال:

حقیقت توسل از دید اهل سنت و جماعت را بیان کنید.

جواب:

الحمدلله

به جرأت و با تمام افتخار می توانم بگویم که اهلسنت و جماعت تمام عقایدشان را در هر زمینه ای باشه از دو سرچشمه اصیل آن یعنی قرآن و سنت اخذ کرده اند چنان که الله میفرماید:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ [النساء : 59]

ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید از الله و اطاعت کنید از رسول الله.

اما متاسفانه خود مسلمانان اهلسنت از بیشتر عقاید خود بی  اطلاع هستند که همین امر موجب شده که به راههای انحرافی دچار شوند الله همه ما را به راه راست هدایت کند آمین.

در سراسر کتاب الله و سنت رسول الله به جز سه نوع توسلی که ذیلا بیان میکنم هیچ نوع توسل جایزی وجود ندارد.

دو نوع توسل داریم :1توسل جائز2.توسل ناجائز

که محل بحث ما توسل جائز است:

نوع اول:توسل به اسماء الحسنی

ﻣﺜﻼً ﻓﺮﺩ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺭﺣﻤﺘﺖ،ﺑﺰﺭﮔﯿﺖ، ﺟﻤﺎﻟﺖ،ﺟﺒﺮﻭﺗﺖ ﻭ ﻏﯿﺮﻩ ... ﻣﺜﺎﻝ:ﺑﺮﺣﻤﺘﯿﮏ ﯾﺎ ﺍﺭﺣﻢ ﺍﻟﺮﺍﺣﻤﯿﻦ. ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﺋﯿﻢ ﺍﻧﮏ ﺍﻧﺖ ﺍﻟﻐﻔﻮﺭ ﺍﻟﺮﺣّﯿﻢ.

دلیل:ایه 180سوره اعراف.

وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا... ‏خدا دارای زیباترین نامها است او را بدان نامها فریاد دارید و بخوانید...

دلیل این مورد احادیث فراوانی هاست که پیامبر از اسما الحسنی استفاده نموده است مانند اللهم،ربنا،یا رب و ...

نوع دوم: ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﻋﻤﻞِ ﺻﺎﻟﺢِ ﺧﻮﺩِ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﻨﺪﻩ. ﯾﻌﻨﯽ ﺷﺨﺺ ﻣﺘﻮﺳﻞ، ﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﺻﺎﻟﺢ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻋﺮﺿﻪ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻓﻼﻥ ﻋﻤﻞ ﺻﺎﻟﺤﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﻓﻼﻥ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻣﺜﺎﻝ: ﺭﺑﻨﺎ ﺁﻣﻨّﺎ ﺑﻤﺎ ﺍﻧﺰﻟﺖ ﻭ ﺍﺗﺒﻌﻨﺎ ﺍﻟﺮﺳﻮﻝ ﻓﮑﺘﺒﻨﺎ ﻣﻊ ﺍﻟﺸﺎﻫﺪﯾﻦ.)ﺁﻝ ﻋﻤﺮﺍﻥ 53( ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺟﺰﻭ ﺷﺎﻫﺪﯾﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ، ﻓﺮﺩ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﻨﺪﻩ، ﺍﯾﻤﺎﻧﺶ ﻭ ﺗﺒﻌﯿﺖ ﺍﺯ ﺭﺳﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻋﺮﺿﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

دلیل از سنت نبوی: داستان سه نفری که در درون غار بودند و به اعمال خود متوسل شدند در نهایت در بسته شده غار باز شد.

(از آوردن تفصیل این حدیث برای اطاله جواب سوال خودداری میکنم.در صورت تمایل به کتب حدیثی مراجعه کنید)

نوع سوم:

ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﺩﻋﺎﯼ ﻣﻮﻣﻨﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﯿﺎﺗﺶ ﯾﻌﻨﯽ ﺷﺨﺼﯽ ﭘﯿﺶ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺻﺎﻟﺢ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ )ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺧﺬ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﻭ ﻣﻘﺪﻣﺎﺕ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ( ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺑﯿﺎﺋﯿﻢ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻞ ﻓﻼﻥ ﻣﺸﮑﻞ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﮐﻤﮏ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﻢ. ﻣﺜﺎﻝ: ﭘﺴﺮﺍﻥ ﯾﻌﻘﻮﺏ ﭘﯿﺶ ﭘﺪﺭﺷﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ: »ﻗَﺎﻟُﻮﺍْ ﯾَﺎ ﺃَﺑَﺎﻧَﺎ ﺍﺳْﺘَﻐْﻔِﺮْ ﻟَﻨَﺎ ﺫُﻧُﻮﺑَﻨَﺎ ﺇِﻧَّﺎ ﮐُﻨَّﺎ ﺧَﺎﻃِﺌِﯿﻦَ« )97 ﯾﻮﺳﻒ( ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭘﺪﺭﺷﺎﻥ ﻧﻤﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﺜﻼً ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺼﺮ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﭘﺪﺭﺷﺎﻥ ﺩﺭ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ. ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﭘﺪﺭﺟﺎﻥ ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻃﻠﺐ ﺑﺨﺸﺶ ﮐﻨﯽ. ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻣﻘﺪﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺑﻪ ﻣﻦ ﻗﺮﯾﺐ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﻭ ﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﻃﻠﺐ ﺑﺨﺸﺶ ﺑﻨﻤﺎ. ﺣﺘﯽ ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺒﺨﺸﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﻃﻠﺐ ﺑﺨﺸﺶ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﺎ. ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺣﻀﺮﺕ ﯾﻌﻘﻮﺏِ ﺯﻧﺪﻩ ﯼِ ﺣﺎﺿﺮ، ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻃﻠﺐ ﺑﺨﺸﺶ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﺻﻼً ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻃﻠﺐ ﺑﺨﺸﺶ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﻨﺪ

 ﻣﺴﺌﻠﻪ ﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺳﻞ ﺟﺴﺘﻦ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﺸﻬﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﯼ ﺗﻮﺳﻞ ﻋﻤﺮﺑﻦ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺱ ﻋﻤﻮﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺘﺴﻘﺎﺀ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻋﻤﺮﺑﻦ ﺧﻄﺎﺏ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻋﺒﺎﺱ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ. ﺩﺭ ﺻﺤﺮﺍ ﮔﻔﺖ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻋﺒﺎﺱ ﻋﻤﻮﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺗﺴﺖ ﻣﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺷﻔﯿﻊ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ¬ﺩﻫﯿﻢ ﺩﺭ ﭘﯿﺸﮕﺎﻩ ﺗﻮ، ﺩﻋﺎﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻓﺮﻣﺎ. ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺱ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﻋﺎ ﮐﻦ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺩﻋﺎﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻓﺮﻣﺎ.)ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﻋﺒﺎﺱ ﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﮑﺎﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺍﺳﺖ(.

 

توجه:
{این نوع توسل هم در میان عوام مردم هم رایج است مثلا فردی به فرد دیگری میگوید برایم دعا کن یا التماس دعا دارم.
}

 


 


والله اعلم

برچسب: حقیقت توسل از دید اهل سنت , نویسنده: admin تاريخ: پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 ساعت: 13:51


 

ان الحمد لله نحمده ونستعينه ونستغفره ونتوب إليه ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيئات أعمالنا.
اما بعد:قال الله تبارک وتعالی« لقد رضي الله عن المؤمنين إذ يبايعونك تحت الشجرة » معنی:(بدرستیکه راضی است خداوند از مومنانی که زیر درخت با تو بیعت کردند .)

وقال النبی صلی الله علیه وسلم ;(لا تسبوا اصحابی)معنی :(اصحاب ویاران مرا دشنام ندهید)

وبلاگی که در پیش رو دارید وبلاگ اهل سنت وجماعت است این وبلاگ جهت آشتایی هر چه تمام تر مسلمانان با اهل سنت وجماعت ایجاد شده واز خداوند خواستارم که به این وبلاگ رونق بخشد وآن را زاد  وتوشهای برای آخرت من قرار دهد ،روزی که (لا ینفع مال ولا بنون)نفع نمی رساند نه مال ونه فرزندان.

 التماس دعا   

برچسب: وبلاگ اهل سنت وجماعت, نویسنده: admin تاريخ: پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 ساعت: 0:07


                                                   محبت خلفا با یکدیگر

                                         خلفا چه نسبتی با رسول الله داشتند؟

 

 ابوبکر:
پدر زن رسول الله ص

عمر:
پدر زن رسول الله ص

عثمان:داماد رسول الله ص

علی:داماد رسول الله ص

رضوان الله تعالی علیهم اجمعین

 

 محبت خلفا و فرزندان و نوه های انان به یکدیگر واقعا مثال زدنی است

واقعا رحما بینهم صدق میکند:

 

عثمان رض:
عمربن عثمان دو فرزند به نامهای زید و عبدالله داشت

علی رض:حسین بن علی دو دختر به نامهای
سکینه و فاطمه داشت

زید و سکینه به عقد هم در آمدند و عبدالله هم با فاطمه ازدواج کرد.

 

نامه ای از نامه های نهج البلاغه:

انه بایعنی القوم الذن بایعوا ابابکر و عمر و عثمان علی مابایعوهم علیه فلم یکن للشاهد ان یختار و لا للغایب ان یرد و انما الشوری للمهاجرین والانصار فان  اجتمعوا علی رجل و سموه اماما کان ذلک لله رضی فان خرج علی امرهم خارج بطعن او بدعه ردوه لی ما خرج منه فان ابی قاتلوه علی  اتباعه غیر سبیل المومنین.


ان گروهی که به ابابکر و عمر و عثمان دست داده بودند به من هم دست دادند و کسی را ندیدم که نپذیرد و گردن ننهد  برگزیدن خلیفه مهاجرین و انصار هستند اینان هر کس را برگزیده و امام نامیدند خشنودی خدا در ان هست......

برچسب: خلفای راشدین باپیامبر اعظم صلی الله علیه وسلم چه نسبتی داشتند؟, نویسنده: admin تاريخ: چهارشنبه 9 ارديبهشت 1394 ساعت: 23:28

نامهای قرآن کریم

قرآن کریم سه نام مشهور دارد: القرآن، الكتاب، والفرقان که دو نام اول مشهورتر از سومی هستند. بعضی از علمای اسلام بیش از نود نام برای قرآن ذکر فرموده اند. لکن ما در این مبحث تنها  به سخن در باره ی سه نامی که قرآن به آنها شهرت پیدا کرده است، اکتفا می کنیم:

اول: قرآن

این نام در چهل و سه جای قرآن امده است، مثلاً الله می فرماید { وإنك لتلقى القرآن من لدن حكيم عليم } (النمل:6) ودر جایی دیگر فرموده: { إن هذا القرآن يهدي للتي هي أقوم } (الإسراء:9) یا در جایی دیگر فرموده است: { إن الذي فرض عليك القرآن لرادُّك إلى معاد } (القصص:85)

لفظ قرآن در عربی هم با همزه (یعنی قرءان) و هم بدون همزه (یعنی  قُران ) خواند می شود،  که اگر آن را با همزه بخوانیم از فعل(قرأ) خواهد بود، مثلا می گویید: قرأ يقرأ قراءة وقرآنا ، پس این فعل معنای قرائت و خواندن می دهد. در جایی دیگر الله تعالی می فرماید: { إن علينا جمعه وقرآنه* فإذا قرأناه فاتبع قرآنه } (القيامة: 17-18) معنای آیه اینست که ای محمد (صلی الله علیه وسلم) جمع آوری قرآن  و خواندن آن برای تو، کار ماست.

لفظ قرآن با همزه برای کتاب خجسته ی خداوند  به کار رفته ،که این استعمال از همه رایج تر است. از جمله فرموده او تعالی است که: { إن هذا القرآن يهدي للتي هي أقوم } (الإسراء: 9) .

امّا لفظ قران(بدون همزه) یا برای تسهیل در ادای همان کلمه ی دارای همزه است که طبق لهجه ی قریش، اینگونه خوانده شده، یا مأخوذ از فعل (قرَن) می باشد، که به معنای مقارن بودن و مطابق بودن است و به دلیل کنار هم قرار گرفتن سوره ها و آیات و حروف قُران نامیده شده است.

دوّم: الکتاب

این اسم نیز در در سیصد و نوزده جا در سیاق های مختلف آمده است، مانند:  { الحمد لله الذي أنزل على عبده الكتاب } (الكهف:1) و { وهذا كتاب أنزلناه مبارك } (الأنعام: 92) یا  :{ ذلك الكتاب لا ريب فيه } (البقرة:2)

لفظ کتاب از فعل کتب مشتق گردیده، عرب می گوید: كتب يكتب كتاباً وكتابة ، که معنای  لغوی اصلی این فعل "کتب" جمع کردن است، مثلاً : كَتَبَ الكتيبة یعنی جَمَعَها( کتیبه را کتابت کرد، یعنی آن را گردآوری و جمع نمود) و قرآن کریم به این دلیل کتاب نامیده شده است که در بین دو جلد خود، سوره ها و آیات، و در لابلای احکام و معانی (نورانی ) خود تمام خوبی ها و نیکویی ها را جمع نموده است.

شیخ عبدالله درّاز رحمه الله-  حکمت الهی را در این نوع نامگذاری ذکر کرده و می گوید:

" در نامگذاری قرآن با این نام این حکمت که با زبان مردم تلاوت می شود وجود دارد، همچنین  قرآن به این دلیل کتاب نامیده شده ، که با قلم و خط مردم تدوین و مرتب گردید، بنابراین هردو تسمیه به جا ودرست هستند، و این  تسمیه با معنای واقع برآن کاملا مطابقت دارد، و در آن، اشاره به این است که باید به حفظ قرآن در دو جا  توجه کرد که یکی از ان دو جا صدور (سینه ها) و دیگری سطور (کتابت) است.

بنابراین حفظ هیچ حافظی اعتبار ندارد، مگر آنوقت که مطابق رسم الخطی باشد که امت برآن اجماع دارد، و نوشته ی هیچ کاتب قرآن (یا چاپی) اعتبار ندارد، مگر اینکه موافق آن حفظی باشد که در نزد حفاظ مورد اطمینان امّت وجود دارد."

پس با اهمیت به این دو امر ( توجه به صدر و سطر) قرآن همچنان در قلعه ای مستحکم و استوار باقی مانده است، و این فرموده الهی تحقق یافته است که : { إنا نحن نزلنا الذكر وإنا له لحافظون }

(الحجر: 9) . 

سوم: فرقان

نام سوم از نامهای مشهور سه گانه ی قرآن است؛ کلمه ی فرقان در اصل مصدر است که به عنوان اسم علم(اسم خاصّ) برای قرآن استعمال گردیده است.

این نام نیز در قرآن در شش جای آمده ، در دو جا ی زیر به عنوان اسم خاصی برای قرآن آمده : 

{ نزّل عليك الكتاب بالحق مصدقاً لما بين يديه وأنزل التوراة والإنجيل * من قبل هدى للناس وأنزل الفرقان } (آل عمران:4)

{ تبارك الذي نزل الفرقان على عبده ليكون للعالمين نذيرا } (الفرقان:1)

سوره ای از سوره های قرآن نیز فرقان نامیده شده است. این اسم در چهار جای دیگر با استعمال های گوناگون دیگری به کار رفته است.

این اسم مشتق از فعل"فَرَقَ" به معنای فرق نهادن و جدا کردن است ، از اینجا هم وجه تسمیه ی قرآن آشکار می شود، چرا که قرآن فارق و جدا کننده بین حق و باطل، و بین مسیرهدایت و ایمان از مسیر گمراهی و کفر  است.

لذا، این نامهای سه گانه دارای سه معنا می باشند:

قرائت(خواندن)، جمع کردن، جدا کردن

در مورد نامهایی که شهرت کمتری دارند نیز انشاءالله در جایی دیگر سخن گفته خواهد شد.

 والله الموفِّق لكل خير .

برچسب: نامهای قرآن کریم, نویسنده: admin تاريخ: يکشنبه 6 ارديبهشت 1394 ساعت: 18:41


پیامبر خدا صلى الله علیه وسلم دستور دادند که به هنگام اراده نمودن خواستگاری و نکاح، به مخطوبه نگاه کنید.

امام مسلم از حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده است که فرمود: در محضر آن حضرت صلى الله علیه وسلم حضور داشتم که مردی آمد و به ایشان خبر داد که قصد ازدواج با زنی از انصار را نموده است.

پیامبر صلى الله علیه وسلم فرمود: «به او نگاه کرده ای؟»

گفت: نه.

فرمود: «برو و به او نگاه کن…».

در این حدیث استحباب نگاه کردن به صورت زنی که می خواهد با او ازدواج کند، بیان شده است و مذهب جمهور فقها همین است و این به خاطر مهم بودن مسأله ی نکاح و اموری که بر آن مترتب می شود، می باشد.

هم چنین امام مسلم رحمه الله روایت کرده است که حضرت مغیره بن شعبه رضی الله عنه به قصد ازدواج، از زنی خواستگاری نمود.

پیامبر صلى الله علیه وسلم به او فرمود: «به او نگاه کردی؟»

گفت: نه.

فرمود: «به او نگاه کن، چون این امر در میان شما موجب تفاهم، سازش و محبت می شود.»

در مسأله ی خواستگاری، حق نگاه کردن برای هر دو؛ یعنی: زن و مرد، ثابت است. خداوند متعال می فرماید:

«وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ» [البقرة/۲۲۸]

«برای همسران (حقوق و واجباتی) است (که باید شوهرانشان ادا بکنند) همان گونه که بر آنان (حقوق و واجباتی) است (که باید همسران ادا بکنند) به گونه ای شایسته (که برابر عرف مردمان و موافق با شریعت اسلام باشد).»

و مناسب است که این نگاه زمانی صورت پذیرد که مرد تصمیم قطعی و محکمی برای ازدواج گرفته باشد و علاوه بر آن، توانایی مالی، بدنی و روحی را برای ازدواج دارد و دیگر این که طرف دوم (یعنی: زن) محلِ درستی برای ازدواج باشد؛ مانند این که: زن کافر و ناسپاس به خدا نباشد، یا همسر مرد دیگری نباشد، که اگر چنین باشد، باید فوراً نگاهش را برگرداند و دوباره به او نگاه نکند.

[هم چنین باید در نظر داشت که برای این کار، نباید دو طرف تنها باشند، بلکه باید به همراه زن یا دختر محرمی حضور داشته باشد.]

یکی از علما در توضیح این مسأله می گوید:

اختلاف نظر فقها در مورد آن چه در وقت اراده ی نکاح به آن نگریسته شود، تبسم و شگفتی شخصی را که در عصر حاضر زندگی می کند، برمی انگیزاند؛ زیرا بیش تر زنان در این عصر ـ بدون رغبت ازدواج، یا خواستگاری ـ قسمت بزرگی از بدن خویش را که دیدنش جز برای شوهر جایز نیست، به راحتی در منظر عمومی برهنه می سازند و در این برهنگی زن شوهردار و بی شوهر مساوی هستند؛ بل که ازدواج نزد بسیاری از زنان، مجوزی برای آسانی در برهنگی زیاد و کشف قسمت بیش تری از بدن و برهنه ساختن آن در راه ها و مکان های تجمع مردم در محل کار، مدرسه ها و میادین تولید و در هرجا است و با این کار خویش می خواهند مردان را شگفت زده نموده و در فتنه بیاندازند و این ـ نزد بیش تر مردم ـ به عرف اجتماعی ثابتی بدل گشته است که به خاطر آن جراید تخصصی و خاص برای آموزشِ زنان ـ با وسایلِ فنی ـ درست و افتتاح شده است که چگونه بتوانند مردان را در میدان های کار و محل های اجتماع، بیش تر فریفته سازند. صنعت و فنون تخصصی درست شده است که زن را با وسایل گوناگون آماده می سازد تا مردِ بی گانه را در هر جایی که با وی دیدار کند، در فتنه بیاندازد و بفریبد و زن توانا هر روز ـ قبل از رفتن به محل های تجمّع مردم ـ به خانه ها و محل هایی که زن را برای فتنه انگیزی و فریفتن آماده می کنند، می رود و در بیش تر موارد سر پرستی آن مکان ها بر عهده ی مردانی است از آن راه کسبِ درآمد می کنند.

اگر چه تمام این معانی با اختلافی که در آن است، از چشم و نظر ما پنهان نبود، ولی آن ها را به نحو سابق تعلیل نموده و اثبات کردیم و در حقیقت حکم شرعی را برای اجتماعی که می خواهد همه احکامش مطابق شریعت باشد و نیازمند آن است، ثابت نمودیم، یا این کار را برای افرادی انجام دادیم که شوق دارند که در تمام کارهایشان مطابق شریعت باشند، که ـ بحمد الله ـ زمین از وجود چنین افرادی خالی نیست و نخواهد بود ـ ان شاء الله ـ.

«وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (×) وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَکَ مِنَ الْحَقِّ»  [المائدة/۴۶-۴۸]

«و هر کسی که به آن چه خدا نازل کرده، حکم نکند، پس ایشان اند فاسق و نا فرمان. و بر تو کتاب (کامل و شامل قرآن) را نازل کردیم که (در همه ی احکام و اخبار خود) ملازم حق و موافق و مصدق کتاب های پیشین (آسمانی) و شاهد (بر صحت و سقم) و حافظ (اصول مسائل) آن ها است. پس (اگر اهل کتاب از تو داوری خواستند) میان آنان بر طبق چیزی داوری کن که خدا بر تو نازل کرده است و به خاطر پیروی از امیال و آرزوهای ایشان، از حق و حقیقتی که برای تو آمده است، روی مگردان.»

ما حکم خدا را همان گونه که از مجموعه ی نصوص و سخنان فقها در آن مورد، نمایان می شود، ثابت می کنیم، پس هر کسی که از آن پیروی نمود، پیروز و کامیاب است و هر کس که نافرمانی آن را کند، یا مهمل و ناکارش سازد، یا به تمسخر آن بپردازد- و هر کسی که به گفتار یا کردار آن شخص که چنین رفتار می کند، راضی و خوشنود باشد- پس او نفرین شده و از رحمت الهی به دور است و در نارضایتی و خشم خدا به سر می برد، یا این که توبه ی راستینی انجام می دهد، یا در همین حال می میرد و به سوی عذاب دردناک برده می شود. [۱]

[۱]. نگا: د. محمد بلتاجی حسن: احکام خانواده، صص: ۱۶۹-۱۶۸.

در مواردی که به اراده ی خواستگاری و نکاح ارتباط دارد، در ابتدا شایسته است  که دانسته شود که خواستگاری شرعاً چیزی جز تصمیم، رضایت و وعده برای ازدواج نیست و جای عقد را نمی گیرد و خلوت کامل بین آن ها روا نیست، زیرا آنان تا هنوز، شرعاً زن و مرد بی گانه و نامحرم محسوب می شودند و بین آنان عقد شرعی صحیحی ارتباطی برقرار نکرده است و لازم است که هر دو در ارتباط شان خدا را مد نظر قرار دهند و بدانند که آنان برای ازدواج ـ که امری بزرگ است ـ پیش گام شدند، و در آن- هر قدر هم بینشان محبت باشد- به توفیق و یاری خدا نیازمند اند و این خواستار نافرمانی خدا نیست، پس بر هر دو لازم است که هوى و هوس خود را باز دارند و نفس خود را عادت دهند که ازحدود الهی پا فراتر ننهد. همان منبع. ص ۲۰۶.


 

برچسب: نگاه نمودن به هنگام خواستگاری, نویسنده: admin تاريخ: يکشنبه 6 ارديبهشت 1394 ساعت: 0:26

هم دلی بهتر است یا هم زبانی؟

هم زبانی تنها در گفتار نیست؛ بل که آن در وابستگی و پیوستگی دلی و فکری هم هست.

افرادی که افکار متفاوت و گرایش های مختلف دارند، گویا با هم بیگانه و نامحرم هستند و همراهی این گونه مردم با یک دیگرسخت است و این مشکل و عناد و تضاد دلی و فکری را حضرت مولانا جلال الدین رومی در کتاب مثنوی معنوی بسیار آسان توضیح داده است.

به این بیت مولانا دقت فرمایید:

هم زبانی خویشی و پیوندی است

مرد با نامحرمان چون بندی است

هم زبانی واقعی خودمانی بودن و ارتباط دل و اندیشه است، شخص احساس می کند با افرادی که صفات متضاد از قبیل کفر و ایمان، شجاعت و بزدلی، سخاوت و بخل … دارند، گویا در زندان زندگی می کند.

بنا بر این واقعیت گاهی مشاهده و احساس می شود که یک ترکی با یک هندی دیگر از جهت هم گرایش بودن یک ملت و همزبان اند، اگر چه گفتار یک دیگر را نمی فهمند، باز هم این واقعیت بسیار روشن است و هم در بسیاری موارد مشاهده می شود که دو ترک بنا بر اختلاف گرایش های فکری و اندیشه های دلی از یک دیگر سخت بد دل همانند بیگانگان زندگی می کنند، گویا زبان یک دیگر را اصلاً نمی فهمند، اگر یکی از کوچه ای رد می شود، آن دیگر راه دیگری را می پیماید، پس این مطلب از نظر علمی و عقلانی ثابت شد که هم دلی از هم زبانی خوش تر است.

ای بسا هندو و ترک هـم زبان

ای بسا دو ترک چون بیگانگان

زبان خودمانی بودن خود چیزی دیگر است و هم دل بودن از هم زبان بودن بالاتراست.

پس زبان محرمی خود دیگر است

هم دلی از هم زبانی بهـتر است

هرگاه دو نفر دارای دو زبان جداگانه باشند، آن گاه دیگر کسی که از هردو زبان آگاهی دارد ترجمه می کند.

اما کسانی که هم دل و هم عقیده اند اگر چه زبان های شان گوناگون است بدون گفتار، اشاره وثبت و ضبط از راه چشمه ی دل هزاران ترجمان بر می خیزد، محبت، دوستی، آشتی ، کشش ها و جاذبه های عاطفی به خودی خود کار ترجمه را درست انجام می دهد.

غیر نطـق وغیرایمـا و ســجل

صد هزاران ترجمان خیزد ز دل

برچسب: همدلی بهتراست یاهم زبانی, نویسنده: admin تاريخ: يکشنبه 6 ارديبهشت 1394 ساعت: 0:25

مادری به من گفت: من دو فرزند دارم که اولی نُه سال و دومی شش سال دارد و دیگر از بس آن ها را تنبیه کرده ام، خسته شده ام ولی سودی نداشته است، به نظر شما چکار کنم؟

به او گفتم: آیا روش «انتخاب تنبیه» را تجربه کرده ای؟

گفت: با این روش آشنایی ندارم چگونه است؟

گفتم: قبل از این که روش را برایت توضیح دهم لازم است نکاتی را متذکر شوم، یکی اینکه هر مرحله ی سنی مشکلات خاص خود را در تأدیب و تربیت فرزندان دارد و هرچه فرزند بزرگتر می شود باید روش های دیگری را در ارتباط با او بکار گیریم اما روش «انتخاب تنبیه» برای تمام سنین کارایی دارد و نتایج مثبتی در پی دارد. دیگر اینکه قبل از بکارگیری این روش بایستی دریابیم که کودک اشتباهش را از روی قصد و تعمد انجام داده یا ندانسته مرتکب خطا شده است. اگر ندانسته انجام داده که تنبیه او اشتباه است و تذکر دادن و راهنمایی برایش کافی است. اما اگر اشتباهش را تکرار کرد یا از روی تعمد انجام داد در این صورت می توان با روش های مختلف او را تنبیه کرد از جمله محرومیت از امتیازات یا خشم گرفتن بر وی به شرطی که از روی انتقام یا خنک کردن دل خود و یا همراه کتک نباشد و می توان از روش «انتخاب تنبیه» بهره برد. این روش بدین گونه است که از کودک بخواهیم خود نشسته و فکر کند و سه تنبیه مختلف برای اشتباهش پیشنهاد نماید تا یکی را در موردش بکار گیریم. مثلاً پیشنهاد دهد که از پول توجیبی، دیدار دوستش به مدت یک هفته یا از تلفن محروم شود و ما یکی را انتخاب کرده و بکار بندیم. در صورتی که پیشنهادات او را مناسب ندانیم از وی می خواهیم دوباره فکر کند و پیشنهادات دیگری را ارایه نماید.

با اعتراض گفت: اما تنبیهاتی که او پیشنهاد کند دل مرا خنک نمی کند؟

گفتم: ما باید بین تنبیه و شکنجه تفاوت بگذاریم. هدف از تنبیه اصلاح رفتار است و این مهم نیازمند شکیبایی، پیگیری، گفتگو و راهنمایی مداوم است. اما اینکه بر سرش فریاد بکشیم یا او را به سختی کتک بزنیم تنبیه نیست بلکه شکنجه است. وقتی که ما اقدام به تنبیه کودکانمان می کنیم آن ها را درخور اشتباهشان تنبیه نمی کنیم، بلکه در این کار زیاده روی و افراط می کنیم؛ زیرا با خشمی آمیخته است که به خاطر فشار های زندگی ایجاد شده و فرزندانمان قربانی اضطراب و خشمی می شوند که ما به خاطر مشکلات زندگی به همراه داریم. برای همین هم پس از تنبیه آنان به خاطر شتاب در تنبیه یا عدم کنترل خود پشیمان می شویم. سپس امر مهمی را با وی مطرح کردم، اینکه وقتی از فرزندت می خواهی که تنها نشسته و درباره ی سه تنبیه فکر کند تا ما یکی را درباره او بکار بریم این موضع خود یک وضعیت تربیتی است؛ زیرا خطا کار که کودک است یک گفتگوی درونی با خود خواهد داشت و این برای اصلاح رفتار و بازنگری اشتباهی که مرتکب شده بسیار مفید است. و یک اقدام تربیتی مؤثر است.

گفت: فکر جالبی است امتحانش می کنم.

گفتم خودم نیز آن را امتحان کرده ام و جواب گرفته ام و بسیاری از خانواده ها را می شناسم که آن ها نیز تجربه کرده و نتیجه گرفته اند؛ زیرا وقتی که کودک، خود، تنبیه را انتخاب می کند تا بکار گیریم در این حالت درگیری را بین کودک و اشتباهش کشانده ایم و درگیری بین کودک و والدینش نیست و بدین گونه به روابط محبت آمیز والدین با فرزند لطمه نزده ایم. همچنین شخصیت او را محترم داشته و انسانیت او را محافظت کرده ایم. نه او را تحقیر کرده ایم و نه توهین نموده ایم و هر کس که در سیره ی پیامبر-صلی الله علیه وسلم- بیاندیشد متوجه می شود که ایشان در تنبیه خطاکاران منزلت و احترام آنان را حفظ نموده و اجازه ی اهانت به آنان نمی داده است برای نمونه زن غامدی که زنا نموده بود و حد بر او جاری شد و یکی از اصحاب او را ناسزا گفت پیامبر-صلی الله علیه وسلم- فرمود: «او توبه ای کرده که اگر بر اهل مدینه تقسیم شود کفافشان می کند.» می بینیم در حال اجرای تنبیه نگاه احترام بر خطاکار باقی است.

آن پرسش گر رفت و پس از یک ماه برگشت و به من گفت: این روش در مورد فرزندانم موفق بود و خشم من بر آنان نیز مهار شد و آن ها خود تنبیه را انتخاب و اجرا می کنند. من از این بابت از شما تشکر می کنم اما می خواهم بدانم چگونه شما به این روش خوب دست یافتید؟

گفتم: من از روش قرآنی در تنبیه استفاده بردم . خداوند به گناهکار یا خطاکار سه پیشنهاد ارایه می کند. مثلاً درباره کفاره ی روزه ی مردی که در رمضان روزه اش را آگاهانه باطل کرد یا کفاره ی سوگند و یا سایر کفاره های شریعت اسلامی سه گزینه برای خطاکار ارایه می کند و این روش عالی و زیبایی است.

گفت: پس این روشی تربیتی از قرآنی است. (وسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته)


گفتم: آری در قرآن و سنت روش های تربیتی بزرگی برای اصلاح رفتار بشری برای بزرگ و کوچک وجود دارد برای اینکه خداوند خالق انسان هاست و به صلاحشان آگاه ترین است. روش های تربیتی بسیارند و روش «انتخاب تنبیه» یکی از آن هاست که آن را برایت شرح دادیم. او رفت در حالی که از اصلاح فرزندانش و افزایش محبت در خانه اش شادمان بود.

برچسب: روش صحیح تنبیه کودکان, نویسنده: admin تاريخ: يکشنبه 6 ارديبهشت 1394 ساعت: 0:23

خواهرم بخوان
، بخوان قرآن کریم را، تا کرامتش را دریابی. تأمل کن قرآن عظیم را، تا عظمتش بر تو محرز گردد. دقت کن قرآن مبین را، تا به روشن گریش دست یابی.

اندیشه کن قرآن مجید را، تا به مجد و بزرگواریش پی ببری. تدبر کن قرآن حکیم را، تا به حکمتش معترف گردی. بدان که هجرت از قرآن، شرم ساری و سرافکندگی روز حساب و شکوه ی رسول اکرم صلى الله علیه وسلم را در پی خواهد داشت. «وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» (فرقان/۳۰)؛ و پیغمبر عرض می کند، پروردگارا! قوم من این قرآن را رها و از آن دوری کرده اند.‏

فراموش نکن که کوردلان، در طول تاریخ، مجروح ساختن افکار و قلوب مؤمنان را، همواره در رأس برنامه هایشان به اجرا گذاشته اند. خود را با فهم قرآنی مسلّح کن، تأثیر کج فهمیشان را، با آیات مبین قرآن پاسخگو باش.

بر مادرمان عایشه ی صدیقه ـ سلام الله علیها ـ [نیز] تیر تهمت و افترا انداخته و به بدنامیش همت گماشته اند. چون خط بطلان بر سلامت اخلاقی خانواده ی رحمة للعالمین صلى الله علیه وسلم ، مجوز حرمت شکنی رسول، آل و اصحاب و مؤمنان را، نیز تضمین خواهد کرد. کما این که در زمان حیاتِ آن مبارک رسول صلى الله علیه وسلم  نیز، با همین هدف، نقشه ی شوم تهمت را در اذهان متعفن خویش، طرح ریزی نموده و عملی ساختند. غافل از این که: «النَّبِیُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ» (احزاب/۶)؛ پیغمبر از خود مؤمنان نسبت بدانان اولویّت بیشتری دارد و همسران پیغمبر، مادران مؤمنان محسوبند.

قول رب جلیل است که تکریم پیامبر صلى الله علیه وسلم و خانواده ایشان را بر هر مسلمانی واجب می داند.

نزول آیاتی از سوره ی مبارکه ی نور (۱۱ الی ۲۵) با اعلام برائت أم المؤمنین (عایشه) از آن تهمت و افترا، بر کارنامه ی خبیثشان، مهر لعنت نهاد. «إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ» (نور/۲۳)؛ ‏ کسانی که زنان پاکدامن بی خبر (از هرگونه آلودگی و) ایماندار را به زنا متّهم می سازند، در دنیا و آخرت از رحمت خدا دور و عذاب عظیمی دارند.

می دانم که ملولی و اندوهگینت کرده اند. جراحت قلب را با مرهم صبر، تسکین ده و به یاد داشته باش که «وَبَشِّرِ الصَّابِرِیْنَ» وعده ی خداست و «لَا یُخلِفُ اللهُ الـْمیعاد».

«وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ‏» (بقره/۱۵۵)؛‏ و قطعاً شما را با برخی از (امور همچون) ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و کمبود میوه ها، آزمایش می کنیم، و مژده بده به بردباران. ‏

خواهرم! حجاب تو سلاح توست. سلاحت را زمین مگذار که بر زمینت می زنند. خود را با آن مجهز ساز و به تجهیز خواهرانت بپرداز. بدان که امر به معروف و نهی از منکر هدیه ی مؤمنان به خداست. سخاوتمند باش و به خواهرانت هدیه بخش.

عمر کوتاه گل، از بی حجابی است /*/ کـس نچـیـنـد غنچـه ی پوشـیده را

به کوته نظران و سیاه دلان، اجازه ی ورود به حریم تفکر و تعقل را مده؛ چرا که دینت را، محرومیت تو از حق، تلقی نموده و با ترفند عنوان هایی چون تمدن، تجدد، آزادی و مساوات، لباس ننگین بی بند و باری و بی آبرویی را بر قامتت خواهند دوخت تا خود، به ارضای امیال نفسانی دست یابند. به آنان بفهمان که: اگر بی حجابی تمدن است، پس حیوانات از ما متمدن ترند!.

به خود نهیب زن و مانع دست آویز قرارگرفتن خود در رسیدن نامبارک مردان به امیال نفسانی شان باش، تلاش کن رهرو راه زنانی گردی که پروردگار جهان، آنان را شاهد و نمونه ی مؤمنین واقعی مثل آورده است (مریم عمران، امرأةُ فرعون، همسران پیامبر).

متوجه باش که جاهلیت تجدید حیات یافته و در جهت هتک حرمت زنان و دختران، بسیار کارآمدتر و مؤثرتر عمل می کند. امروزه به جای زنده به گور کردن و سلب حیات دنیوی از زنان، عقل و تدبیرشان را به یغما برده و قلب سلیم آنان را مدفون نموده و حیات دنیوی و اخروی شان را به آتش می کشند.

با زبان حال، آشکار ساز که لایق خطاب «یَا أَیُّهَا الَّذِیْنَ ءَامَنُوا» گشته ای و برنامه ی درست زیستن را از سرچشمه ی علم و حکمت خداوندی دریافت نموده ای؛ خدایی که: هم قصه ی نانموده داند، هم نامه نانوشته خواند.

آفریدگاری که برنامه ای دقیق و منسجم متناسب با شرایط جسمی و روحی انسان بنا نهاده و سعادت دنیوی و اخروی وی، در گرو عمل به آنهاست.

مفتخر باش که در قافله ی حق، عضویت یافته ای. به راهت ادامه ده که پایانش با دیدار محبوبان خدا، مختوم است؛ «وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقاً‏» (نساء/۶۹)؛ کسی که از خدا و پیغمبر اطاعت کند، او همنشین کسانی خواهد بود که خداوند بدیشان نعمت داده است از پیغمبران و راستروان و شهیدان و شایستگان، و آنان چه اندازه دوستان خوبی هستند! ‏

کلام مسرت بخش نبی اکرم(ص) را آویزه ی گوش جان بسپار که: «بَدَأ الْأِسلامُ غَریباً و سَیَعوُدُ غَریباً کَما بَدأ، فَطوُبی لِلْغُرباء».

تلاش به خرج ده و کوشش نما، تا خود را در کاروان غریبان جای دهی که طوبیٰ محصول فعالیت آنهاست؛ «الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَىٰ لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ» (رعد/۲۹)؛ آن کسانی که ایمان می آورند و کارهای شایسته می کنند، خوشا به حال ایشان، و چه جایگاه زیبائی دارند! ‏

هوشیار باش که اندکی غفلت، انحراف از مسیر مستقیم الهی را ممکن می سازد. در هر لحظه به خدای خویش توکل کن و خود را پناهنده ی دائمی وی ساز. بدان که پناه بردن از شر موجودات مختار به خدای عزیز و حکیم، تأکید رب العالمین است: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ… مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ، الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ، ‏ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» (ناس/ ۱-۶)؛ بگو: پناه می برم به پروردگار مردمان… از شر وسوسه گری که واپس می رود، وسوسه گری است که در سینه های مردمان به وسوسه می پردازد، از جنّیها و انسان ها.

اگر با این خواهرت هم عقیده و هم صدایی، پس بمان و بگو، بیدارباش و بیدارساز زنان فریب خورده ی راه گم کرده ی دل به دنیا بسته را تا حیات جاوید قیامت را به زندگانی محدود و گذرای دنیا نفروشند و با پوشیدن لباس عفت و تقوا، تیرهای زهرآگین دشمنان دین و بشریت را بی اثر سازند و از رسوایی و فضاحت قیامت نیز در امان باشند ـ إن شاء الله ـ.

به آنان بسپار که به پاس زحمات و دلسوزیهای مبارک رسول امین صلى الله علیه وسلم، سلام و درود شبانه روزی خود را، نثار روح آن بزرگ مرد تاریخ نمایند. چرا که: «إِنَّ اللهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَىٰ النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً» (احزاب/۵۶)؛ خداوند و فرشتگانش بر پیغمبر درود می فرستند، ای مؤمنان! شما هم بر او درود بفرستید و چنان که باید سلام بگوئید (تسلیم فرمان و اوامر پیغمبر گشتن است).

برچسب: خواهرم! بخوان و بیندیش, نویسنده: admin تاريخ: يکشنبه 6 ارديبهشت 1394 ساعت: 0:20

هر روز شاهد فیلتر یکی از سایتها و و بلاگها ی اهل سنت هستیم.

شما خواننده گرامی علت را در چه میبینید؟

آیا انجام اینکار باعث بروز اختلافات بین دو مذهب نمیشود؟

چرا حق نداریم آزادانه عقاید خودمان را بیان کنیم؟آیاما مسلمان نیستیم؟

اگرهستیم پس چرا؟ بنظرشماچرا سایتهای و وبلاگهای اهل تشیع

با این مشکل مواجه نیستند؟شما علت را در چه میبینید؟

تابحال چند بار وبلاگ شما فیلترشده ؟ آیا وبلاگ شما اصلا فیلترشده؟

   آیا بافیلتر سایت و یا وبلاگتون شما را ازبیان عقیده خود منصرف شدید؟  

یابیشتر مصمم به اینکار شدید؟
  خواهش می کنم اگه جوابی دارید بدید

برچسب: بنظر شما علت فیلتر شدن سایتها و وبلاگهای اهل سنت چیست؟, نویسنده: admin تاريخ: جمعه 4 ارديبهشت 1394 ساعت: 0:20

خداوندا  مرا شايسته آن كن تا به همنوعانم كه در سراسر دنيا در فقر و گرسنگي به دنيا مي آيند و ميميرند ؛ خدمت كنم

خدايا! امروز با دستهاي ما روزي عشق ، آرامش و سرور به آنها ببخش

خدايا! مرا معبر آرامش كن ؛

تا آنجا كه نفرت هست ، عشق جاري سازم

آنجا كه خطا هست ، بخشايش بگسترم

آنجا كه جدايي هست ، وصل بيافرينم

آنجا كه لغزش و دروغ هست ، حقيقت بياورم

آنجا كه ترديد هست ، ايمان بياورم

آنجا كه ظلمت هست ، نور بتابانم

و آنجا كه اندوه است ، شادي منتشر كنم

خدايا! مرا موهبت آن عطا كنم تا به جاي آسودن به ديگران آسايش بخشم.

و بجاي آنكه ديگران دركم كنند ، دركشان كنم

برچسب: نویسنده: admin تاريخ: سه شنبه 1 ارديبهشت 1394 ساعت: 23:29

در همين اثنا که نبي اکرم -صلى الله عليه وسلم- اين مرحله از دعوت اسلام را پشت سر مي گذاشتند، و آئين اسلام در نَوَسان ميان موفقيت و محکوميت، به هر حال، راه خودش را باز مي کرد، و ستارگان اميد از افق هاي دور دست چشمک زدن گرفته بود؛ اسراء و معراج نيز صورت پذيرفت.

اختلاف اساسي در مسئلة اسراء و معراج بر سر تعيين زمان وقوع آن است که مشتمل بر 6 قول است:

* قول اوّل آن است که اسراء در همان سالي که خداوند پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- را به کرامت نبوت تکريم فرمود، اتفاق افتاده است؛ طبري اين قول را اختيار کرده است.

* قول دوّم آن است که پنج سال بعد از بعثت روي داده است؛ اين قول را نَوَوي و قرطبي ترجيح داده اند.

* قول سوّم آن است که در شب 27 رجب سال 10 بعثت اتفاق افتاده است.

* قول چهارم آن است که شانزده ماه پيش از هجرت، يعني در ماه رمضان سال 12 بعثت، روي داده است.

* قول پنجم آن است که يک سال و دو ماه پيش از هجرت، يعني در ماه محرم سال 13 بعثت، اتفاق افتاده است.

* قول ششم آن است که يک سال پيش از هجرت، يعني در ماه ربيع الاوّل سال 13 بعثت، به وقوع پيوسته است.

سه قول اول مردودند، به اين دليل که خديجه -رضي الله عنها- در ماه رمضان سال دهم بعثت از دنيا رفته، و وفات وي پيش او واجب شدن نمازهاي پنجگانه بوده، و اختلافي نيست در اينکه تشريع وجوب نمازهاي پنجگانه در شب اسراء بوده است.

سه قول اخير، در منابع مربوطه به گونه اي آمده اند که هيچ مستندي براي ترجيح يکي از اين اقوال وجود ندارد؛ جز اينکه سياق سورة اسراء بر آن دلالت دارد که اسراء بسيار ديرتر صورت پذيرفته است.

برچسب: ِّاِسراء ومعارج پیامبر صلی الله علیه وسلم, نویسنده: admin تاريخ: سه شنبه 1 ارديبهشت 1394 ساعت: 23:27

صحابه، جمع صحابی است و به کسی گفته می شود که «در حالت ایمان داری پیامبر را دیده و با ایمان وفات کرده باشد».

واجب است معتقد باشیم که صحابه بهترین امت بوده چون در بهترین قرون زندگی کرده اند، و کسانی بودند که خداوند آنان را به همراهی و همنشینی پیامبر برگزید، به همراه او جهاد کردند، شریعت را از او آموختند و به نسل های بعدی رساندند، خداوند متعال در قرآن آنان را مدح و ستایش کرده و می فرماید:

﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾. (توبه / 100)

«و سابقین اولین از مهاجرین و انصار و کسانی که به بهترین شیوه از آنان پیروی کردند، خداوند از آنها راضی است و آنان هم از خدا راضی، و هم برای آنان باغ هایی که زیرشان نهرها جاری است، آماده کرده و تا ابد در آن می مانند و آن رستگاری بزرگ است».

و می فرماید:

﴿مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْأِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً﴾. (فتح / 29)

«محمد -صلی الله علیه وسلم- پیامبر خدا است و کسانی که با او هستند در برابر کافران شدید و با هم شفقت و عطوفت دارند، آنان را می بینی که همواره در حال رکوع و سجودند. همیشه به دنبال فضل خدا و رضای او هستند، نشانة آنان اثر سجده هایی است که بر پیشانی شان قرار دارد. این مثال آنان در تورات است، و مثال شان در انجیل مانند گیاهی روییده که شاخه کرده باشد و شاخه ها ساقة اصلی را محکم کرده و روی ساقه استوار و پابرجا شده باشد بطوریکه کشاورزان از آن تعحب کنند تا با آن کافران را عصبانی کند، خداوند به آنانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعدة مغفرت و پاداش بزرگی داده است».

و می فرماید:

﴿لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ * وَالَّذِينَ تَبَوَّأُوا الدَّارَ وَالْأِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾. (حشر / 8-9)

«[این دارایی] برای فقرای مهاجرین است کسانی که از خانه و کاشانة خود رانده شده اند و بدنبال خشنودی و فضل الله هستند و خدا و رسول او را یاری می دهند، این گروه صادقان هستند. و کسانی که قبل از آمدن مهاجرین در خانه های خود بودند و ایمان آوردند، و کسانی را که به سوی آنها هجرت کرده اند دوست می دارند و از آنچه که به مهاجرین داده می شود هیچ [حسادتی] به دل راه نمی دهند و آنان را بر خودشان ترجیح می دهند، هر چند خود شان به آن نیاز داشته باشند، و کسانی که از بخل و آزمندی نجات یافته اند، رستگارانند».

خداوند سبحان در این آیات مهاجرین و انصار را ستوده و آنان را به سبقت گیرندگان به سوی خیرات توصیف کرده و خبر داده که از آنان راضی است و بهشت را برای آنان آماده کرده است، و آنان را به رحم و شفقت در میان خود و شدت با کافران و کثرت رکوع، سجود و اصلاح قلب وصف کرده است، با چهره هایشان که ایمان و طاعت آن را نورانی کرده، شناخته می شوند، و خداوند آنان را برای دوستی و همراهی با پیامبرش انتخاب کرده تا به وسیلة آنان کینه و بغض را در دل دشمنان کافرشان قرار دهد، همچنین مهاجرین را به ترک وطن و مال به خاطر خدا و یاری دین او و طلب فضل و رضوان او وصف کرده است. آنان تمام این اعمال را صادقانه و خالصانه انجام می دادند. و انصار را به این صفات وصف نموده که صاحب خانة هجرت و یاری دهنده ی مهاجران و دارای ایمان صادق اند. مهاجرین را بر خود ترجیح داده و آنان را در حقوق با خود مساوی قرار دادند. و بخیل و تنگدست نبودند و با داشتن چنین صفاتی به رستگاری رسیدند. اینها برخی از فضایل عموم اصحاب است، و اما فضایل ویژه ای نیز هست که برخی از اصحاب رضی الله عنهم- را بر برخی بخاطر پیشی گرفتن در مسلمان شدن، جهاد و هجرتشان، برتری می دهد.

خلفای چهارگانه: ابوبکر، عمر، عثمان و علی بر همه ی اصحاب برتری دارند، سپس سایر ده نفری که مژدة بهشت به آنان داده شده [عشرة مبشره] که عبارتند از: طلحه، زبیر، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبیده بن جراح، سعد بن ابی وقاص، و سعید بن زید. و مهاجرین بر انصار برتری دارند، و اهل بدر و بیعت رضوان فضیلت خاصی دارند و کسانی که قبل از فتح مکه مسلمان شده و در جنگ ها شرکت داشته اند بر کسانی که بعد از فتح مکه مسلمان شده اند برتری دارند.

برچسب: منظور از صحابه چیست و باید چه اعتقادی در مورد آنها داشته باشیم؟ , نویسنده: admin تاريخ: سه شنبه 1 ارديبهشت 1394 ساعت: 23:23


الحمدلله،

وجود تصاویر انسان و حیوان است مانع ورود ملائکه به منزل هستند، چنانکه در حدیث صحیح از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود : « أَنَّ الْمَلَائِکَةَ لَا تَدْخُلُ بَیْتًا فِیهِ تَمَاثِیلُ، أَوْ صُورَةٌ» مسند احمد (11858).

یعنی : «ملائکه به خانه ای که در آن تمثال (مجسمه) یا تصویر باشد داخل نخواهند شد».

حال ممکن است این سوال پیش آید که اگر در خانه ای از این نوع تصاویر نصب باشد، آیا ملائکه وارد هیچ بخش خانه نمی شود و یا تنها وارد اتاقی نمی شود که در آن تصویر وجود دارد؟

آنچه برای ما ظاهر گشت آن بود که وجود تصاویر ذی روح تنها مانع دخول ملائکه به آن مکانی خواهند شد که تصویر در آنجا هست، یعنی تنها آن اتاقی که عکس و تصویر دارد و بس، اما بقیه اتاق های منزل که از وجود تصاویر ذی روح خالی هستند مشمول این منع نمی شوند، زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرمایند : « إِنَّ البَیْتَ الَّذِی فِیهِ الصُّوَرُ لاَ تَدْخُلُهُ المَلاَئِکَةُ » بخاری (5961) ومسلم (2104). «هر خانه‏ای که در آن، تصویر باشد، فرشتگان (رحمت) وارد آن نخواهند شد».

مراد از (البیت) یعنی مکان یا اتاقی که در آن تصویر هست، چرا که بیت به مکانی اطلاق می شد که مردم امروزی آنرا اتاق می نامند، چرا که پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیث صحیح فرمودند : « صَلَاةُ الْمَرْأَةِ فِی بَیْتِهَا أَفْضَلُ مِنْ صَلَاتِهَا فِی حُجْرَتِهَا ، وَصَلَاتُهَا فِی مَخْدَعِهَا أَفْضَلُ مِنْ صَلَاتِهَا فِی بَیْتِهَا» أبوداود (570).

یعنی : «نماز زن در اتاقش بهتر از نماز او در حجره اش است، و نماز او در اتاقکش از نماز او در اتاقش بهتر است».

در این حدیث کلمه «بیت» بر اتاق اطلاق شده است، حافظ ابن حجر می گوید : «منظور از بیت یعنی مکانی که شخص در آنجا مستقر می شود، چه از مصالح ساخته شده باشد و یا خیمه باشد و یا غیر آن» " فتح الباری " (10/381) .

در حدیث دیگری تفاوت بین اطلاق بیت در زمان گذشته با حال بیشتر مشهود است :

ازام حمید ساعدیه روایت است که او نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت : ای رسول خدا من نماز پشت سر تو را دوست دارم پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : «قَدْ عَلِمْتُ أَنَّکِ تُحِبِّینَ الصَّلَاةَ مَعِی، وَصَلَاتُکِ فِی بَیْتِکِ خَیْرٌ لَکِ مِنْ صَلَاتِکِ فِی حُجْرَتِکِ، وَصَلَاتُکِ فِی حُجْرَتِکِ خَیْرٌ مِنْ صَلَاتِکِ فِی دَارِکِ، وَصَلَاتُکِ فِی دَارِکِ خَیْرٌ لَکِ مِنْ صَلَاتِکِ فِی مَسْجِدِ قَوْمِکِ، وَصَلَاتُکِ فِی مَسْجِدِ قَوْمِکِ خَیْرٌ لَکِ مِنْ صَلَاتِکِ فِی مَسْجِدِی» مسند احمد (27090) و حدیث حسن است.

یعنی : «می دانستم که تو دوست داری با من نماز بخوانی، اما نمازت در اتاقت بهتر از نمازت در حجره ات است و نمازت در حجره ات بهتر از نمازت در خانه ات است و نمازت در خانه ات بهتر از نمازت در مسجد قومت است و نمازت در مسجد قومت بهتر از نمازت در مسجد من است».

در این حدیث لفظ « بیت » برای اتاق آمده، و لفظ « دار » برای خانه آمده است.

علامه ابن عثیمین می گوید : «اگر تصاویر محرم (یعنی ذی روح) باشد، ظاهرا و خدا بهتر می داند اگر تصویر در حجره باشد؛ (منع دخول) شامل کل خانه نمی شود، خصوصا اگر اعضای خانواده (نگهداری آن تصویر) را ناپسند بدانند؛ زیرا در بعضی خانواده یافت می شود که یکی از آنها مورد غفلت شیطان قرار گرفته و تصاویری را نزد خود نگهداشته و یا بر دیوار آویزان می کند درحالیکه بقیه اهل خانواده آنرا ناپسند می دانند ولی توانایی بازداشتن او را از این کار ندارند، در این حال اعضای خانواده که آنرا ناپسند می دانند (وجود آن تصاویر) مانع از دخول ملائکه به خانه آنها نمی شود. اما به آن اتاقی که در آن تصویر وجود دارد داخل نمی شوند».

(لقاء /75، سؤال /17) .

منبع : وبلاگ اهل سنت وجماعت           www.ahlesuat.niloblog.com  

 

والله اعلم

برچسب: اگر در اتاقی تصویر باشد آیا ملائکه فقط به آن اتاق داخل نمی شوند یا کل خانه؟, نویسنده: admin تاريخ: سه شنبه 1 ارديبهشت 1394 ساعت: 16:02

صفحه بندی